28 تير 1398 16/11/1440 2019 Jul 19

 
  صفحه اصلی
  زندگینامه مهتدین (متن)
  راهنمای مهتدین
  حقوق بشر از دیدگاه اسلام
  اسلام و مسيحيت
  اسلام و يهوديت
  اسلام و لائيك
  اسلام و بوداييت
  اسلام و بهائيت
  اسلام و تشيع
  اسلام و تصوف
  پاسخ به مستشرقین
  مقالاتی در دفاع از دین اسلام
  اسلام شناسی
  كليپهاي صوتي
  کليپهاي تصويري
  کـتـابـخـانـه
  ارسـال زندگینامه
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  تماس با ما
  ارتبـاط با ما
 
تعداد کليپهاى صوتى: 377

تعداد كليپهاى تصويرى: 9

تعداد کل مقالات: 2192
تـعداد اعضاء سایت : 607
بازدید کـل سایت : 3180964
 

سایت نوار اسلام

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

 

مشاهده مقاله   
 

شماره مقاله :

502 تعداد مشاهده : 1334 تاریخ اضافه : 2010-03-19

 

حقوق زندانیان در اسلام

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم ‏الدین و اما بعد‏:‏

 

1- معنی حبس و مشروعیت آن و انواع آن:

حبس مترادف زندان است. زندان از حصر کردن مشتق شده است. خداوند متعال می فرماید: «وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا » (اسرا/ 8).

« و جهنم را زندانى براى كافران مى‏سازيم».

یعنی همچنان که طرابلسی حنفی می گوید: حصیر به معنای زندان و حبس است. (الطرابلسی، 1392، ص196).

زندانی کردن از عقوبتهای سخت است. چون خداوند متعال آن را همراه عذاب دردناک آورده است. یوسف  علیه السلام   رهایی از زندان را نیکی به حساب آورده است. خداوند متعال می فرماید:

«وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ »(یوسف/ 100).

 «براستی خدا در حق من نیکیها کرده است، چرا که از زندان رهایم نموده است».

ابن قیم می گوید: بدان که حبس شرعی، زندانی کردن در مکانی تنگ نیست، بلکه به تأخیر انداختن شخص است، و او را از تصرف آزادانه منع می کند خواه در خانه باشد یا مسجد یا با ضمانت خود شخص یا وکالت و ضمانت دیگری یا همراه کردن کسی با او باشد، به همین دلیل پیامبر  صلی الله علیه وسلم  زندانی را اسیر نموده است.

زندانی شخصی است که اهلیت کامل برای اجرای انواع مبادلات و بخشش ها و اقرار به حقوق را دارد غیر از زندانی که به قتل محکوم شده است که تصرفات وی در حکم تصرفات مریضی است که در حال مرگ می باشد. (أحمد، 1403، ص346).

 

دلایل مشروعیت حبس از قرآن، سنت و اجماع

قرآن کریم: خداوند متعال در سوره مائده هنگامی که از جزای حرابه می گوید:

«أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ »(مائده/ 33).

«از جایی به جایی دیگر تبعید گردند و یا زندانی شوند». علماء گفته اند که: منظور از نفی، زندانی کردن می باشد.

سنت نبوی: از پیامبر  صلی الله علیه وسلم  روایت شده است که ایشان «مردی متهمی را یک شبانه روز زندانی کردند». و حاکم از ابوهریره  رضی الله عنه  روایت کرده است که پیامبر  صلی الله علیه وسلم  «مرد متهم را یک شبانه روز زندانی می کرد». (ابوداود، 3/ 314 شماره 263).

 

اجماع: صحابه پیامبر  صلی الله علیه وسلم  بر زندانی کردن اجماع داشته اند و این کار را در مسجد یا کاروانسراها می کردند و عمر بن خطاب  رضی الله عنه  حطیئۀ را زندانی کرد. و علی بن ابی طالب  رضی الله عنه  زندانی را برای این کار ساخت. ولی بعضی از فقهاء مشروعیت حبس را به دلیل عدم وجود نص قرآنی صریح رد کرده اند. و آنچه که از پیامبر  صلی الله علیه وسلم  روایت شده است فقط به خاطر احتیاط بوده است که یک شبانه روز کسی را زندانی کرده است، و حبسی نبوده که بتوان از آن حکمی را استنتاج کرد. (ابن فرحون، 1202، ص225، الطرابلسی، 1392، ص196، ابوالمعاطی، د. ت، ص502).

 

2- انواع حبس در شریعت اسلامی:

حبس و زندان گاهی به عنوان عقوبت در نظر گرفته می شود. در این حالت یا مدتی معینی دارد یا غیر معین.

گاهی حبس کردن به صورت احتیاطی (بازداشت) می باشد تا وقتی که متهم یا بری می شود یا اتهام وی ثابت می شود.

 

حبسهایی با مدت معین:

حبسی است که برای آن در حکم قاضی مدت معینی در نظر گرفته شده است. مثلاً حبس مسلمانی که در ماه رمضان بدون علت روز خواری می کند، یا مسلمانی که شراب می فروشد یا ربا خواری می کند یا فحش و ناسزا می گوید. علماء در مورد بیشترین مدت حبس اختلاف نظر دارند. شافعیه می گویند: بیشترین مدت حبس به یکسال نمی رسد، یعنی کمتر از یکسال است هر چند که یک روز باشد. ولی جمهور حدی برای بیشترین مدت حبس مقرر نکرده اند ولی بر کمترین مدت آن اتفاق نظر دارند که یک روز است. (الماوردی، د. ت، ص236، ابن فرحون، 1202، ج2، ص25).

 

حبسهایی با مدت نامعین:

این حبسها در جرایم بزرگ و حجیم و مجرمان معتاد به جرم وجود دارد، و یا به مرگ منتهی می شوند یا به توبه مانند، سرقت و دزدی برای بار سوم یا کسی که بدعتی می گزارد و به آن دعوت می کند. (البهوتی، 1402، ج3، 75).

 

حبسهای احتیاطی (بازداشت):

منظور از این حبسها، نگهداشتن متهم است تا زمانی که جرم وی معلوم یا بری می شود. زندانی کردن کسی است که قراین احتمال ارتکاب جرم توسط او وجود دارد و تا زمانی که صحت اتهام یا عدم آن روشن می شود، زندانی می شود.

به عبارتی دیگر عملیاتی است که متهم را از مواجهه با آن حفظ می کند تا در اثنای تحقیق فرار نکند یا در اثنای عملیات تحقیق بر شاهدان تأثیر نگذارد.

 

3- منع شکنجه زندانیان:

احترام به کرامت فرد و انسانیت وی هنگام اجرای عقوبت و منع شکنجه وی:

جمهور معتقدند که مرد را در حالت ایستاده سنگسار می کنند و می زنند و زن را در حالت نشسته، تا عورت وی آشکار نشود. و در مورد لخت کردن زندانی دو قول وجود دارد. و کسانی که قائل به لخت کردن زندانی هستند بیان کرده اند که، درآوردن شلوار زندانی جایز نیست تا عورت وی پوشیده بماند.

و نسبت به حد قذف علماء می گویند که: متهم را با لباسش شلاق می زنند ولی لباسهای ضخیم و پشمینه را از بدن او در می آورند. (ابن نجیم، ج5/ 31).

در مورد ابزار مورد استفاده در شلاق زدن یعنی تازیانه، باید از تازیانه متوسط و مناسبی استفاده شود که نه خیلی تازه و سفت باشد و نه خیلی نرم و کهنه باشد. و از استعمال چوب یا عصا منع شده است. چون در زدن با آن استخوانها می شکند و بدن زخمی می شود.

و در عقوبت قصاص قتل یا حد غیر از جرم زنا و تعزیر، از شمشیر استفاده می شود چون شمشیر سرعت برندگی بیشتری دارد. بنابراین استعمال چیزهایی که این هدف را محقق  کند، جایز است. چون پیامبر  صلی الله علیه وسلم  می فرماید: «وقتی خواستید کسی را (به قصاص) بکشید به نیکی بکشید و هنگامی که می خواهید حیوانی را ذبح کنید آن را به نیکی سر ببرید». (العسقلانی، د. ت، ص336).

در مورد اجرای قصاص غیر نفس (غیر از قتل) رعایت تماثل و عدم ظلم و تجاوز واجب است. همراه با اینکه در اجرای قصاص قتل باید اجازه اولیای دم رعایت شود، اگر از میان اولیای دم کسانی باشد که بتوانند این کار را بکنند تحت قدرت ولی امر این کار را می کنند، ولی در قصاص غیر از قتل (اعضای بدن) ولی امر بدون اجازه اولیای دم یا مجنی علیه می تواند عمل کند. (ابن فرحون، ج2، ص270، ابوزهرۀ، د. ت، ص583).

بعد از قتل محکوم جسد وی به خانواده اش سپرده می شود. چون پیامبر  صلی الله علیه وسلم  فرموده است: «با آنها همان کاری را بکنید که با مرده های خود می کنید». (الشوکانی، 7/ 282). اما کسی که محکوم به مرگ باشد و بعد از مرگ ولی یا فامیلی نداشته باشد که او را بشویند و کفن و دفن کنند، از بیت المال مسلمانان هزینه کفن و دفن وی پرداخته می شود و بر او نماز گزارده می شود و او را دفن می کنند. (الشوکانی، ج7، ص285- 282، ابن قدامۀ، ج10، ص 338- 336، عودۀ، د. ت، ج1، ص765).

 

4- رعایت حال محکوم علیه:

رعایت حال محکوم علیه از اینکه مرد باشد یا زن، واجب است، همچنین رعایت حالت سلامتی عقلی وی واجب است. بنابراین سنگسار زن باردار در عقوبت زنا به تأخیر می افتد، و همچنین عقوبت شلاق زدن او در شرب خمر یا قذف به تأخیر می افتد تا وقتی که بچه اش را به دنیا می آورد. و حتی بعضی از علماء معتقدند که سنگسار زن را تا پایان دوران شیردهی به تأخیر بیندازند. بلکه این علماء همچنین به وضعیت زن محکوم نیز بعد از ولادت توجه داشته اند، پس اگر زن قوی بود حکم قطع یا تازیانه در مورد او اجرا می شود و اگر در اثر بچه آوردن ضعیف شده بود، جمهور معتقدند که عقوبت را به تأخیر بیندازند تا زمانی که آن زن قوی بشود مانند حالت مریضی که امید شفای وی وجود داشته باشد.

به خاطر دلیلی که از سنت در این مورد آمده است، (الشوکانی، ج7، ص285-280).

نسبت به محکومی که مریض است. -خواه مرد خواه زن (غیر حامل)- جمهور معتقدند که اقامه حد علیه وی به تأخیر می افتد اگر شخص در حالت بیماری باشد که امید شفای وی به زودی وجود داشته باشد، اقامه حد علیه او به تأخیر می افتد، چون در حال شفا و سالم بودن، قوی می شود. اما حالت دیگری وجود دارد وقتی که محکوم مریض باشد و امید شفای وی وجود نداشته باشد یا امید شفای وی بعد از مدت طولانی وجود نداشته باشد، قول راجح این است که با ابزار مناسب با حال وی حد را بر او اجرا می کنند همچنانکه در سنت آمده است که پیامبر  صلی الله علیه وسلم  امر به زدن شخص بیمار ناقصی کرد که وی را با صد شاخه نرم درخت خرما یک بار زدند و این عقوبت وی برای جرم زنا بود. (الشوکانی، ج7، ص283).

 

اجرای حد مست:

فقهاء در مورد اجرای حد بر فرد مست در حال مستی اش اختلاف دارند. بعضی از آنها حد زدن وی را در همان حال مستی واجب می دانند، چون از پیامبر  صلی الله علیه وسلم  روایت شده است که ایشان امر به زدن شراب خورنده ای کردند که در حال مستی بود و منتظر نشدند تا از حال مستی بیرون بیاید. در حالی که عده ای دیگر معتقدند که حد زدن را باید تا زمان سرحال آمدن شخص مست، به تأخیر انداخت تا احساس شکنجه بکند و برای دیگران نیز عامل بازدارنده ای باشد. (ابویوسف، د. ت، ص165).

 

تأثیر جنون ایجاد شده در اجرای حکم بر شخص محکوم:

شافعی و احمد معتقد به وجوب اجرای حکم بر وی هستند، چون ملاک حالتی است که مکلف در آن مرتکب جرم شده است و قبل و بعد آن ملاک نیست. مگر اینکه این جرم از جرایم حدود نباشد و تنها دلیل اثبات آن اقرار مجرم باشد. چون جنون وی مانع از رجوع به اقرارش می شود. و اجرای حکم را تا زمان به هوش آمدن و سر حال شدن وی متوقف می کنند. و مالکیه معتقدند که اجرای حکم را تا زمان به هوش آمدن وی متوقف می کنند. و ابوحنیفه معتقد است که اجرای حکم متوقف می شود. ولی وقتی که اجرای حکم شروع شد. جنون عارضی تأثیری در ادامه تکمیل اجرای حد ندارد. و از طرف دیگر اگر عقوبت، قصاص بود بنابر استحسان از او دیه گرفته می شود. (عودۀ، د. ت، ج1، ص599- 597).

 

رعایت وضعیت هوا هنگام اجرای حکم:

از جمله ضمانتهایی که وسعت و گستردگی اسلام را آشکار می سازد و بیان می کند این است که عقوبت برای شفا یافتن نیست، بلکه برای بازداشتن و شکنجه است. اسلام هنگام اجرای حکم وضعیت هوا را رعایت کرده است.

بنابراین عقوبات حدود و قصاص اگر با تازیانه یا قطع عضو باشد، هنگام سرما و گرمای شدید به تأخیر می افتد، چون هدف از بین بردن محکوم نیست، بنابراین تا زمانی که ضرر دفع می شود، بازداشت می شود. (الأنصاری، 1212، ج4، ص133).

 

5- رعایت حقوق دینی و اجتماعی محکومین به زندان:

هدف از زندانی کردن از بین بردن شخص محکوم نیست و یا هدف خارج کردن وی از دایره بشریت نیست. بنابراین شخص زندانی حقوقی دارد از جمله:

انجام مناسک و عبادتهای دینی در زندان

زندانی حق دارد که تمام عبادتهای دینی خود از جمله نماز، روزه و زکات را انجام دهد. امام احمد بن حنبل به علت آشوب و فتنه خلق قرآن کریم، بیش از دو سال در زندان بود. و می گوید: «من در حالی که بسته شده بودم با زندانیان نماز می خواندم». (الأحمد، 1403، ص2238).

در نامه خلیفه عمر بن عبدالعزیز / به امرایش آمده است که: «در زندانهای خود مسلمانان را در زنجیر و بندی قرار ندهید که نتوانند ایستاده نماز بخوانند. و آنها را در بند و زنجیر تحقیر نکنید مگر کسی که قرار است اعدام بشود». (ابویوسف، د. ت، ص162).

 

نیازهای ضروری زندانی:

مسلمانان بنابر نص قرآن کریم حق خوردن و نوشیدن و پوشیدن دارند. خداوند متعال می فرماید: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا » (انسان/ 8).

«و خوراك را- به رغم دوست داشتنش- به بينوا و يتيم و اسير مى‏بخشند».

اسیر شخص مبارزی است که در حال جنگ با مسلمانان اسیر شده است، یا مسلمانی است که به حق زندانی شده است. علی بن ابوطالب  رضی الله عنه  در مورد قاتل خود ابن ملجم می گوید: «به او غذا و آب بدهید و به نیکی وی را اسیر کنید». (عودۀ، د. ت، ص101).

هزینه این نیازمندیهای زندانیان از مال مخصوص زندانی پرداخت می شود و بر عهده خود وی است، و اگر مالی نداشت از بیت المال پرداخت می شود و این امر نسبت به زندانی تعزیری است. چون جرم وی مهم و خطرناک است. ولی در هزینه زندانیان باید حد وسط را رعایت کرد. (الماوردی، د. ت، ص220).

زن زندانی حق دارد که فرزند کوچکش را شیر بدهد. (ابویحیی، ج2، ص189).

زندانی حق دارد که با زن خود در زندان خلوت کند تا نیازش را برآورده کند، او را مجبور به این کار نمی کنند.

 

آموزش دادن به زندانیان:

این امر شرعی است که در سوره یوسف آمده است که زندانیان همراه وی وجوب عبادت خداوند یگانه را یاد می گرفتند. خداوند متعال می فلرماید:

«يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ »(یوسف/ 39).

«ای دوستان زندانی من! آیا خدایان پراگنده بهترند یا خدای یگانه چیره».

 

زندانیان حق دارند که در زندان کار کنند به گونه ای که بعضی از علماء گفته اند: زندانی را از کاری که در زندان انجام می دهد منع نمی کنند تا از این طریق ثمره پاکی به دست بیاورد، مانند: نفقه خودش یا پرداخت بدهی هایش. در حالی که بعضی از علماء قائل به عدم جواز این کار هستند. چون منع کردن وی از این کار، او را دل شکسته و ناراحت می کند. (ابویوسف، د. ت، ص193).

اجرای هیچ عقوبتی جایز نیست مگر اینکه یک حکم قضایی محکم صادر شود.

 

هیچ جرم و عقوبت جز با نص شرعی ثابت نیست:

شریعت اسلامی یک اصل اساسی را گذاشته است که آن برائت ذمه می باشد –خواه ذمه مالی باشد یا جنایی- بنابراین هیچ جرم و عقوبتی جز در مقابل نص شرعی نیست. خداوند متعال می فرماید: «وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً» (اسراء/ 15).

«ما (هیچ شخص و قومی را) مجازات نخواهیم کرد، مگر اینکه پیامبری روان سازیم».

آیات قرآنی و احادیث شریف نبوی بر این امر اجماع دارند که قبل از اجرای عقاب و عذاب ضرورتاً واجب است که گناه (جرم) و عقاب آن را برای افراد به طور عمومی اعلام کرده باشند.

از جمله خداوند متعال می فرماید:

«وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا »(قصص/ 59).

 «و پروردگارت هرگز نابود كننده شهرها نيست مگر آنكه در كانون آن [ديار] رسولى بفرستد كه آيات ما را بر آنان بخواند».

هنگام تقسیم جرایم به حدود و قصاص اثبات تعیین جرم و عقوبت آن را بیان کردیم.

نسبت به جرایم تعزیری نیز اصل این است که هیچ جرمی جز با نص شرعی جرم شناخته نمی شود. چون شریعت از بعضی از ممنوعات به طور عمومی نهی کرده است، مانند رشوه، رباخواری و دشنام دادن. با وجود اینکه ولی امر مسلمانان بر حسب شرایط مکانی و زمانی می تواند بعضی کارها را جرم اعلام کند. بنابراین شریعت اسلامی چهارچوب عقوبات تعزیری را به صورت اجمالی مشخص کرده است. به گونه ای که قاضی آن چه را که متناسب با شرایط جرم و مجرم بوده است بر می گزیند، و این در ضمن چارچوب ضوابط است.

عقوبت تعزیرات با تفاوت گناهان در زشتی و مؤذی بودن آنها تفاوت پیدا می کنند، و شامل تهدید به عقاب می شوند. پیامبر  صلی الله علیه وسلم  فرمود: «خداوند به بنده ای که در خانه اش تازیانه ای را آویخته که خانواده اش را با آن ادب کند، رحم می کند». (ابن عدی، 1404، شماره4/ 1642). همچنین پند دادن و تبعید کردن از عقوبتهای تعزیری است. مانند تبعید آن سه نفری که به غزوه تبوک پشت کردند و از جنگ خودداری کردند.

 

همچنین تبعید کردن به جایی غیر از آن شهر، نیز عقوبت تعزیری است. روایت شده است که پیامبر  صلی الله علیه وسلم  دو نفر مخنث (دو جنسه) را از مدینه تبعید کرد.

همچنان که تحت مراقبت داشتن افراد تبعید شده نیز جایز است. همچنین حبس کردن نیز از عقوبتهای تعزیری هستند همچنان که بیان کردیم، خداوند متعال می فرماید:

«فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّىَ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِيلاً »(نساء/ 15).

 «آنان را در خانه های خود نگاه دارید تا مرگشان فرا می رسد یا اینکه خداوند راهی را برای آنان باز می کند».

همچنین به جواز حبس احتیاطی (بازداشت) متهمان جرایم تا بری شدن معلوم شدن وضعیت آنان، اشاره کردیم. از جمله عقوبتهای تعزیری پرداخت غرامت و مصادره است، و در جرمهای سیاسی اعدام است و شلاق تعزیری و به تیرک بستن تا سه روز جزء جرمهای تعزیری است که در این مدت نباید مجرم را از غذا خوردن و نماز خواندن ممنوع کرد، چون این کار به قصد تأدیب وی است. (الماوردی، د. ت، ص238، عودۀ، د. ت، ج1، ص699-690، عامر، 1396، ص353). 

قاضی باید در این عقوبتها معین از بالاترین حد آن بنا بر تعزیر، تجاوز نکند.

مثلاً در عقوبت زنا اشاره به جرم تجاوز به آبروی انسانهاست، و در جرم قذف اشاره به عقوبت فحش و دشنام است.

پیامبر  صلی الله علیه وسلم  می فرماید: «کسی که در جرم غیر حدی از حد آن تجاوز کند، از متجاوزان است». (البهقی، 1353، شماره 8/ 328).

 

اختصاص مؤسسه ها و سازمانها به عقاب مجرمان در اسلام:

فقها ضرورت گردآوری زندانیان را بیان داشته اند.

بنابراین اصل در زندانیان این است که به صورت جمعی باشند نه فردی. مگر در حالاتی استثنایی که بر اساس مصلحت و حالت مجرم باشد. مثلاً شخص مرتد در ایامی که می خواهد به اسلام باز گردد حبس می شود و در جایی که می خواهند وی را زندانی کنند (خواه با زندانیان باشد یا تنها باشد) باید تنها باشد. (ابن فرحون، 1202، ج2، ص329).

زندانی کردن اشخاص همجنس خواه جایز است بخاطر شری که برای جامعه دارند. و هنگامی که ترس آمیزش زندانیان با او وجود داشته باشد، او را انفرادی زندانی می کنند.

زندانی کرن مردان و زنان در یک جای واحد جایز نیست بلکه هر کدام باید جای مناسب و مخصوص خود را داشته باشند. و اگر احتمال مساحقه (هم جنس بازی زنان با هم) وجود داشته باشد، بعضی از آنها را از همدیگر جدا می کنند. (ابن القیم، ج4، ص277).

برای ولی امر جایز است که زندانی را مخصوص دزدها و مجرمان قرار بدهد، و زندان دیگری را برای بدهکاران و کسانی که بدهی خود را به تأخیر می اندازند، قرار بدهد تا این افراد از تصرفات افکار مجرمان تأثیر نپذیرند. اصل در شریعت اسلامی رعایت حال تمامی محکومان و شرایط شخصیتی آنها مثل جنس و سن و اندازه جرم و سبب زندانی کردن آنها است. (الأحمد، 14013، ص322).

 

حق رعایت اجتماعی محکومان:

شخص زندانی هنگام بیماری در اثنای اجرای عقوبت زندان حق درمان دارد. درمان وی باید در داخل زندان باشد اگر ممکن بود و اگر ممکن نبود باید برای درمان به خارج از زندان منتقل شود.
(ابویحیی، 1313، ص188).

همچنین ملاقات زندانی از طرف خویشان و دوستان برای مدت کوتاهی جایز است. تا خوگرفتن به آنها و مهربانی آنها برای وی محقق نشود و وجود خود را در زندان دردناک احساس کند. تا وی را از بازگشت به جرمی که علت و ورود وی به زندان بوده است باز دارد.

خروج محکوم از زندان برای ملاقات والدین و فرزندانش در حالت بیماری شدید جایز است، و همچنین حاضر شدن بر جنازه یکی از والدینش با ضمانت جایز است تا مانع فرار وی شود. (ابویحیی، 1313، ص188).

 

حق آزاد سازی زندانی بعد از پایان مدت عقوبت وی:

عقوبت در شریعت اسلامی جز با نص شرعی ثابت نمی شود. و از طرف دیگر نیز عقوبت شخصی می باشد چون شخص محکوم، خود را در آن کاری که مستوجب عقوبت است، انداخته است و عقوبت بر دیگری نیست. خداوند متعال می فرماید:

«وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى »(فاطر/ 18).

 «هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد».

عقوبت در اصل به منظور حمایت از مصالح معتبر در اسلام آمده است که حفظ دین، حفظ نفس، حفظ عقل، حفظ نسل و حفظ مال.

بنابراین، آزاد کردن شخص محکوم بعد از پایان مدت زندانی وی واجب است، و گرنه بعد از این باقی گذاشتن وی در زندان تجاوز به آزادی شخص وی و اذیت کردن وی به ناحق می باشد.

بلکه وظیفه ولی امر و قاضی است که هر روز به حال زندانیان رسیدگی کند و کسانی که استحقاق باقی ماندن در زندان را ندارند، آزاد کنند. (ابویوسف، د. ت، ص163).

بنابراین ادب کردن زندانی جایز است، چون جرمی مرتکب شده است که وی را از بعضی از این حقوق مثل همبستری یا خلوت با همسر، منع کرده است. (الأحمد، 1403، ص167).

 

حقوق بچه های گناهکار:

اصل در اسلام این است که حال بچه ها رعایت شود یعنی از آغاز ولادت وی باید حفظ و حضانت و رعایت وی تا زمان بالغ شدن وی در نظر گرفته شود. و در این امور پیامبر  صلی الله علیه وسلم  برای ما الگوی نمونه ای بود و از ابن عباس ب روایت شده که گفت: من پشت سر پیامبر  صلی الله علیه وسلم  می رفتم. و پیامبر  صلی الله علیه وسلم  فرمود: «ای پسر، به یاد داشته باش که خداوند تو را حفظ می کند، به یاد داشته باش که خداوند تو را به وجود آورده است و تو را مقام می دهد، هرگاه درخواستی داشتی از خدا بخواه، و هرگاه مدد جستی از خداوند مدد جوی».
(الترمذی، 4/ 677 شماره 2516).

بعضی از فقهاء می گویند که: کودک مادامی که عاقل است باید به انجام فرایض و عبادات امر شود. هر چند که به سن تکلیف نرسیده باشد. و این بنابر وجه تعلیم و تأدیب می باشد. پیامبر  صلی الله علیه وسلم  می فرماید: «فرزندانتان را به نماز خواندن امر کنید هر چند که هفت ساله باشند». (ابوداود، 495، احمد، ج2/ 187).

امام یا قاضی می تواند بچه ای را که به سن تمییز رسیده است و جرمی انجام داده است، ادب کنند، یا او را بزنند و یا وی را در جایی برای تعلیم و تربیت قرار دهد.

ادب کردن بچه توسط قاضی باید تا حدود مشروعی باشد و اگر از آن حد تجاوز کند و بچه تلف شد قاضی مسؤول آن است. (الکاسانی، ج8، ص 305، ابن قدامۀ، ج10، ص 249).

پس روشن شد که هدف اصلی از معاقبه بچه های گناهکار، تأدیب و تعلیم آنها است، با این هدف که شهروند صالحی برای جامعه اسلامی بشوند.

 

وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.‏

وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالیمن.‏


 

 

سایت مهتدین

Mohtadeen.Com

بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
     

اخبار جهان اسلام

سايت عصر اسلام

 

 

سايت اسلام تيوب

سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

 

رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند:
(اقتدوا باللذين من بعدي ،أبي بكر وعمر). 
 «به دو نفری که پس از من هستند، (یعنی) ابوبکر و عمر، اقتدا کنید» 
صحيح سنن الترمذي: ألباني 3/200

 

شما از كجا با اين سايت آشنا شديد؟


1- لينك از سايتهاى ديگر
2- توسط دوستان
3- جستجو در انترنت

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

کلیه حقوق سایت متعلق به سایت مهتدین می باشد.

All Rights Reserved For Mohtadeen.com © 2009-2010