26 خرداد 1398 12/10/1440 2019 Jun 16

 
  صفحه اصلی
  زندگینامه مهتدین (متن)
  راهنمای مهتدین
  حقوق بشر از دیدگاه اسلام
  اسلام و مسيحيت
  اسلام و يهوديت
  اسلام و لائيك
  اسلام و بوداييت
  اسلام و بهائيت
  اسلام و تشيع
  اسلام و تصوف
  پاسخ به مستشرقین
  مقالاتی در دفاع از دین اسلام
  اسلام شناسی
  كليپهاي صوتي
  کليپهاي تصويري
  کـتـابـخـانـه
  ارسـال زندگینامه
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  تماس با ما
  ارتبـاط با ما
 
تعداد کليپهاى صوتى: 377

تعداد كليپهاى تصويرى: 9

تعداد کل مقالات: 2192
تـعداد اعضاء سایت : 607
بازدید کـل سایت : 3148289
 

سایت نوار اسلام

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

 

مشاهده مقاله   
 

شماره مقاله :

499 تعداد مشاهده : 1261 تاریخ اضافه : 2010-03-19

 

آزادی فکر و اندیشه

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم ‏الدین و اما بعد‏:‏

 

آزادی فکر یکی از مهمترین آزادیهای اساسی به شمار می رود. که واجب است انسان از آن برخوردار باشد. چون فکر گرانبهاترین موهبتهای انسانی است و ابزاری برای کسب علم و دانش و معرفت و حکمت می باشد. همچنین ابزاری است که از آن به آزادی اراده انسان تعبیر می شود و شخص را قادر می سازد که میان فضیلت و رذیلت، خیر و شر تمییز قائل شود. بنابراین آزادی فکر «بر طبق ضوابط» در هر عصری نشان مدنیت آن عصر و تمدن و رشد و تعالی افراد می باشد. در همان حال مقید و منحصر کردن این آزادی سبب انحطاط آن عصر و رواج جهل و نادانی در آن عصر و افراد آن عصر می شود. (الفار، 1989، ج 3، ص 61).

 

فکر ثمره و نتیجه عقل است. و اصلاح نظر همان ثمره ای است که فکر و سپس عقل سالم به دست می آورد. فکر سالم مبتنی بر بینش درست و استدلال محکم به نظر روشنفکرانه منتج می شود. و این همان چیزی است که اعلام و اظهار آن ممکن است. و این نظر تا زمانی که با دلیل قطعی نشده باشد درخشان و روشنفگر نیست و در آن فایده ای برای مردم وجود ندارد. کسی که در آیات قرآن کریم دقت می کند بسیاری از آیات را می یابد که به کلمات یعقلون، یعلمون، یتفکرون، یتدبرون منتهی می شوند. و همچنین آیاتی را می یابد که به نگریستن در ملکوت آسمانها و زمین و تدبر و تفکر در آنها دعوت می کند. خداوند متعال می فرماید:

« أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ» (اعراف/ 185).

 «آیا آنان به ملک آسمانها و زمین و به هر آنچه که خدا آفریده است نمی نگرند؟».

 

تنها چیزی که اسلام فکر کردن در مورد آن را منع کرده است، تأمل در ذات خداوند می باشد. چون عقلهای کوتاه انسانها به ذات خداوند نمی رسد. هر نوع توجیهی از طرف نیروهای فکری در مورد امثال چنین موضوعی ضایع کردن نیروهای انسانی در چیزی بی فایده به شمار می رود. آثار خداوند بر روی هستی عقل را بی نیاز از فکر کردن در مورد ذات خداوند می کند. (عثمان، د. ت، ص64).

اسلام، غیر از این مورد، عقل را به تفکر و تأمل بدون مرز دعوت می کند که این کلام خداوند آن را تأیید می کند که می فرماید:

« كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآَيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ (219) فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ»(بقره/220-219) «این چنین خداوند آیات را برای شما روشن می سازد، شاید بیندیشید در دنیا و آخرت».

 

وقتی اسلام به آزادی فکر دعوت می کند، آزادی اندیشه و انواع مختلف آزادی مثل آزادی بیان و آزادی عمل نیز تابع آن است. چیزی که اسلام آن را حرام کرده است، دعوت بر ضد دین و اخلاق می باشد. مانند دعوت به کفر و الحاد و زندیقی یا خوب جلوه دادن گناهان و پستیها.

در این مورد شیخ محمد طاهر بن عاشور می گوید: «آزادی بیان عبارت است از بیان کردن نظر و اعتقاد تا حدودی که شریعت به آن اجازه داده است». (ابن عاشور، د. ت، ص133).

 

اسلام بر این نکته تأکید می کند که جامعه ای به دور از پلیدی وجود داشته باشد. بلکه باید پلیدی از انظار مردم پنهان بماند بنابراین تشویق کرده است که رذیلت ها و پستی ها اعلام نشود بلکه پنهان بماند، ولی فضیلت ها باید اعلام بشود و مخفی نماند. پوشیدنیهای یک جرم نباید برای مردم آشکار شود و هیچ جرمی جز همراه عقوبت آن نباید ظاهر شود. چون اعلام جرم به تنهایی و بدون ذکر عقاب آن فضای جامعه را فاسد می کند و انسانهای شرور را جری می کند بسیاری از جرمهایی که اتفاق می افتند، از جرمهایی است که اعلام شده اند پس جرم دومی تابع جرم اولی است. و بسیاری از مجرمان تازه کار جرمی را که انجام داده اند بیان می کنند که چگونه یاد گرفته اند و از یک نشریه یا رادیوی معلوم یا نامعلوم آن را اعلام می کند. (ابوزهرة، د. ت، ص103-102).

پیامبر  صلی الله علیه وسلم  بیان حق در هر شرایطی را تشویق کرده است. و انسان به خاطر خدا نباید از سرزنش هیچ ملامتگری بهراسد. چون پیامبر  صلی الله علیه وسلم  فرموده است: «از جمله بزرگترین جهادها بیان حق در پیش سلطان و حاکم ظالم است». (ابن ماجه، 1384، شماره 2/ 367).

 

در غزوه بدر کبری و درآغاز درگیری میان اسلام و کفر، پیامبر  صلی الله علیه وسلم  مکانی را برای محل جنگ انتخاب کرد و فکر کرد که جای مناسبی است. با وجود اینکه پیامبر  صلی الله علیه وسلم  در میان امت خود از احترام و ارزش خاصی برخوردار بود و او متصل به وحی بود، اسلام زمینه نظرخواهی و مناقشه را گشوده است. به گونه ای که یکی از اصحاب به نام حباب بن منذر بن جموع  رضی الله عنه  در نهایت ادب و احترام و با میل شدید به مصلحت عالی اسلام، بلند شد و گفت: آیا این جایی که برگزیده ای از طرف خداوند انتخاب شده است که ما حق تغییر آن را نداشته باشیم یا رأی و نظر خود و حیله جنگی است؟ پیامبر  صلی الله علیه وسلم  فرمود: «آری نظر خودم و استراتژی جنگی می باشد».

حباب گفت: ای رسول خدا! اینجا مکان مناسبی نیست. مردم را بردار تا نزدیک چاههای بدر برسیم. سپس منبع آب پشت سر ما قرار می گیرد پس ما از آب می نوشیم و کافران نمی توانند بنوشند، و پیامبر  صلی الله علیه وسلم  به این صحابی سرباز قهرمان و مخلص جواب مثبت داد. (ابن قیم، 1399، ج 3، ص 175).

در غزوه احزاب پیامبر  صلی الله علیه وسلم  به رأی سلمان فارسی t در حفر خندق عمل کرد. (ابن قیم، 1399، ج 3، ص 271).

 

شخص مجتهد وقتی نظرش موافق حقیقت در آمد دو اجر دارد و اگر موافق نبود یک اجر می برد.

در غزوه بنی قریظه پیامبر  صلی الله علیه وسلم  فرمود: «کسی که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد، نماز عصر را جز در بنی قریظه نمی خواند». (البخاری، 1388، ج 1/ 321).

بعضی از آنها گفتند: نماز را باید در بنی قریظه بخوانیم هر چند که وقت نماز عصر سپری شده باشد و بعضی دیگر گفتند: منظور پیامبر  صلی الله علیه وسلم  سرعت و عجله کردن بوده است و در راه نماز خواندند. و عمل این دو گروه به پیامبر  صلی الله علیه وسلم  رسید و پیامبر هر کدام از اینها را بر اساس اجتهاد و رأی خودشان و دانست و آن را صحیح دانست.

آزادی اندیشه در اسلام تنها به معنای مباح بودن نشر و پخش این اندیشه نیست بلکه فراتر از این به معنای فرض می باشد که این نظر را در چارچوب امر به معروف و نهی از منکر انتشار بدهد. و این امر اصلی است که اسلام آن را بیان داشته است و آن را یکی از ویژگیهای امت قرار داده است و توسط آن جای برتری را اشغال می کند. خداوند متعال می فرماید:

 « كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ »(آل عمران/ 110).

 «شما بهترین امتی هستید که به سود انسانها آفریده شده اید امر به معروف و نهی از منکر می نماید و به خدا ایمان دارید».

 

در اصل واجب بودن رأی نوعی مسؤولیت اجتماعی است و مادامی که نفع عمومی داشته باشد و منجر به مفسده بزرگتری نشود واجبی اسلامی است. صاحب رأی و اندیشه قدرتی دارد که می تواند به تنهایی آن را فرض کند. «کسی از شما اگر امر منکری را دید با دستش آن را تغییر بدهد و اگر نتوانست با زبانش آن را تغییر بدهد و اگر نتوانست با قلبش آن را تغییر بدهد، و این ضعیف ترین مرحله ایمان است». (مسلم، الصحیح، ج1/ 69).

رأی و نظر خود را محکم اعلام کردن یکی از صفات جامعه مسلمانان است. خداوند متعال می فرماید:

« وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ» (توبه/ 71). «مردان و زنان مؤمن، برخی دوستان و یاوران برخی دیگرند. همدیگر را به کار نیک می خوانند و از کار بد باز می دارند».

بلکه عدم اعتراض به منکر یعنی بی احساس بودن نسبت به آن و بدتر شدن فساد و رواج آن. و این نشانه هلاک امتها و نابودی ملتها و دوری از رحمت خداوند است. خداوند متعال می فرماید: « لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ (78) كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ »(مائده/ 79- 78).

«کافران بنی اسرائیل بر زبان داود و عیسی پسر مریم لعن و نفرین شده اند. این بدان خاطر بود که آنان پیوسته سرکشی می کردند و از حد می گذشتند. آنان از اعمال زشتی که انجام می دادند دست نمی کشیدند و همدیگر را از زشت کاریها نهی نمی کردند و پند نمی دادند. و چه کار بدی می کردند!».

حال آنکه واجب است که آزادی اندیشه را به عنوان وسیله ای برای دعوتهای مخرب و مذاهب منحرف بر نگزینیم و عقلهای مردم را تباه نکنیم به گونه ای که هر چیز باطل و چرندی را به بهانه اینکه آزادی بیان است میان آنها رواج بدهیم. بلکه واجب است که در ایجاد رأی عمومی و بهتر و روشنگر که اساس آن علم و مسؤولیت کلمه باشد بکوشیم. تا این کلام خداوند را محقق کنیم که می فرماید:

« وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» (اسراء/ 36). «از چیزی دنباله روی مکن که از آن ناآگاهی. بی گمان چشم و گوش و دل همه مورد پرس و جویی از آن قرار می گیرد».

 

 

وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.‏

وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالیمن.‏

 


 

سایت مهتدین

Mohtadeen.Com

بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
     

اخبار جهان اسلام

سايت عصر اسلام

 

 

سايت اسلام تيوب

سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

 

عياض بن حمار (رض) از رسول اكرم (ص) روايت مى كند كه فرمودند: ((أهل الجنة ثلاثة: ذو سلطان مقسط متصدق موفق، ورجل رحيم رقيق القلب لكل ذى قربي ومسلم، وعفيف متعفف ذو عيال)). [مسلم].

سه نفر اهل بهشتند: فرمانرواي عادل و صدقه دهنده موفق و كامروا، مرد مهربان و نرم دل بر هر قوم و خويش و مسلمان، و پرهيزكار پاك دامن كه داراي فرزندان بسيار است.

 

شما از كجا با اين سايت آشنا شديد؟


1- لينك از سايتهاى ديگر
2- توسط دوستان
3- جستجو در انترنت

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

کلیه حقوق سایت متعلق به سایت مهتدین می باشد.

All Rights Reserved For Mohtadeen.com © 2009-2010