28 خرداد 1398 14/10/1440 2019 Jun 18

 
  صفحه اصلی
  زندگینامه مهتدین (متن)
  راهنمای مهتدین
  حقوق بشر از دیدگاه اسلام
  اسلام و مسيحيت
  اسلام و يهوديت
  اسلام و لائيك
  اسلام و بوداييت
  اسلام و بهائيت
  اسلام و تشيع
  اسلام و تصوف
  پاسخ به مستشرقین
  مقالاتی در دفاع از دین اسلام
  اسلام شناسی
  كليپهاي صوتي
  کليپهاي تصويري
  کـتـابـخـانـه
  ارسـال زندگینامه
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  تماس با ما
  ارتبـاط با ما
 
تعداد کليپهاى صوتى: 377

تعداد كليپهاى تصويرى: 9

تعداد کل مقالات: 2192
تـعداد اعضاء سایت : 607
بازدید کـل سایت : 3153249
 

سایت نوار اسلام

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

 

مشاهده مقاله   
 

شماره مقاله :

3023 تعداد مشاهده : 1176 تاریخ اضافه : 2015-06-07

 

خانمی آلمانی که به اسلام گرایید

خانمی آلمانی که به اسلام  گرایید

 

مدت کوتاهی پس از تولد من، در سال  1934در آلمان، تًرک عضویتِ کلیسای کاتولیک ویا پروتستان مُد شد، و مردم در عوض عضویت در"گدگلابیگ" را که به معنی اعتقاد به خداوند است قبول می کردند، که در حقیقت بر عکس نامش بود.

در واقع وقتی من هفت سالم بود یک دختر بزرگتر به من گفت: هیچ خدایی وجود ندارد، و در آن وقت او برایم کاملا یک شخص معتبر به نظر می رسید.

همچنان در مورد بابا نوئل هم شنیده بودم که او فقط یک اختراع برای کودکان بوده است، و این مسائل توجه مرا به سوی این دنیا معطوف ساخت.

 درک آن روزها برای کودکی مانند من بسیار سخت بود، آن روزها روزهای بمباران بود...!

 پدر فقط بعضی روزها می توانست به خانه بیاید و مادر برای سربازان بیچاره جوراب و دستکش می بافت.

خانه بزرگی در همسایگی ما وجود داشت که به بیمارستان زخمی ها مبدل گردیده بود.

 بعد از پایان آن روزها مردم عجیبی خانه مان را به تصرف در آوردند، و فیلم جنگ آمریکایی ها که قلبم را ذوب می ساخت شروع شد.

 من نمی فهمیدم چه درست و چه غلط است، ولی همه چیز در نظرم ظالمانه و بی معنی بود...!

 صدها سوال "چرا" در ذهنم بود که هیچ کس نمی توانست به آنها پاسخ قناعت بخش دهد.

 جستجوی چشم اندازی برای یافتن خداوند را شروع کردم اما آن را نه در کاتولیک، نه در پروتستان و نه در یهودیت، توانستم پیدا کنم...!

 راه نزدیک به خدا در این ادیان در نظرم مسدود بودند چون در همه این ادیان اصولاتی وجود داشت که اعتقاد به آنها ناممکن بود همچنان دستوراتی بودند که در نظرم تطبیقشان بسیار سخت می آمدند.

 و چطور می توانستم به عقایدی باور داشته باشم که از همان ابتدا می دانستم به خاطر اتهام به ناقص بودنم رنجم خواهند داد.؟!

باز هم در بین همه دختر ها من بسیار خوش شانس بودم که با اروپایی جوانی که هفت سال پیش مسلمان شده بود ملاقات کردم.

 در ابتدای ملاقات در مورد دینش پرسیدم، در آن وقتها به خاطر نا امیدی از سایر ادیان بسیار شکاک بودم، با این وجود وقتی او برایم گفت که معنی اسلام تسلیم کردن وجود به فرامین خداوند است، حس بیداری را در من برانگیخت.

 سپس برایم گفت که همه انسانها، حیوانات، نباتات، و هر چیزی در کائنات وجود دارد، پیش از پیش مسلمان هستند، چون اگر از اطاعت خداوند سرباز زنند از بین خواهند رفت، تنها انسان است که در مقامی قرار دارد که مجزا از جسم مادی که در واقع آزاد نیست اما می تواند مانند حیوانات و نباتات غرایز ذاتی خویش را دنبال کند، و حق انتخاب اسلام را دارد...  

این منطقی شگفت انگیز بود و شعوری پاک در تمام آموزش های اسلامی مرا به سوی خویش مجذوب ساخت.

عقاید اساسی اسلام را زیادتر در کتابهایی که در سالهای اخیر از منابع اسلامی وبی غرض آلمانی خوانده بودم یاد گرفتم.

در کنار کمک های آن جوان اروپایی که اکنون شوهرم است (و کوشش نمی کرد که همه چیز را برایم تشریح کند و به تمام سوالهایم هم پاسخ نمی گفت)کتاب محمد اسد "راه مکه" باعث شد تا معانی عمیق نهفته در پشت دستورات اسلامی را درک نمایم و مرا در مسیرم برای مسلمان شدن قرار داد.


برگرفته از سایت:

http://www.islamweb.net/  

بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
     

اخبار جهان اسلام

سايت عصر اسلام

 

 

سايت اسلام تيوب

سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

 

رسول خدا صلی الله علیه و سلم   فرموده است: 
(علیکم بسنتی و سنة الخلفاء الراشدین المهدیین من بعدی):
«به سنت من و سنت خلفای راشدین پس از من، چنگ بزنید».
سنن ابی داود (4/201) ترمذی (5/44)؛ این حدیث، حسن و صحیح است

 

شما از كجا با اين سايت آشنا شديد؟


1- لينك از سايتهاى ديگر
2- توسط دوستان
3- جستجو در انترنت

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

کلیه حقوق سایت متعلق به سایت مهتدین می باشد.

All Rights Reserved For Mohtadeen.com © 2009-2010