28 خرداد 1398 14/10/1440 2019 Jun 18

 
  صفحه اصلی
  زندگینامه مهتدین (متن)
  راهنمای مهتدین
  حقوق بشر از دیدگاه اسلام
  اسلام و مسيحيت
  اسلام و يهوديت
  اسلام و لائيك
  اسلام و بوداييت
  اسلام و بهائيت
  اسلام و تشيع
  اسلام و تصوف
  پاسخ به مستشرقین
  مقالاتی در دفاع از دین اسلام
  اسلام شناسی
  كليپهاي صوتي
  کليپهاي تصويري
  کـتـابـخـانـه
  ارسـال زندگینامه
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  تماس با ما
  ارتبـاط با ما
 
تعداد کليپهاى صوتى: 377

تعداد كليپهاى تصويرى: 9

تعداد کل مقالات: 2192
تـعداد اعضاء سایت : 607
بازدید کـل سایت : 3153229
 

سایت نوار اسلام

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

 

مشاهده مقاله   
 

شماره مقاله :

3021 تعداد مشاهده : 1153 تاریخ اضافه : 2015-06-06

 

عالی مقام عبدالله آرکیبالد هامیلتون ( انگلستان )

عالی مقام عبدالله آرکیبالد هامیلتون ( انگلستان )

 

 

در مورد  نویسنده:

والا مقام عبدالله آرکیبالد هامیلتون بارت، که قبلاً با لقب عالیقدر چارلز ادوارد آرکیبالد واتکینز هامیلتون نامیده می شد، در 20 دسمبر 1923 اسلام را پذیرفت.

سیاستمدار مشهور انگلیسی و پنجمین بارونت[1] در 1770 و سومین بارونت در سال 1819 بود.

 عالیقدر عبدالله در 10 دسمبر 1876 به دنیا آمد.

 او ستوان ارتش دفاع شاهنشاهی و رئیس انجمن محافظه کار سیلسی بود.

او می گوید:

وقتی به بلوغ فکری رسیدم، زیبایی و سادگی اسلام مرا همیشه مجذوب خود می کرد.

 نمی توانستم بپذیرم که من مسیحی زاده و بزرگ شده ام و به اعتقادات متعصبانه کلیسا باور داشته باشم. ایمان کورکورانه برایم همیشه مورد سوال بود.

با گذشت زمان همیشه آرزو می کردم که با پروردگارم در آرامش باشم و دریافتم که نه کلیسای روم و نه کلیسای انگلستان هیچکدام به دردم نمی خورند.

من مسلمان شدم و فقط ضمیر و وجدان درونی ام را دنبال کردم؛ و حتی احساس می کنم مردی بهتر و درست تر شده ام.

هیچ دینی مانند اسلام با جهالت و تعصب بدنام نشده است...! اگر مردم درست درک می کردند، می فهمیدند که این دین قوی، برای ضعیف و ثروتمند و فقیر است.

 انسان ها به سه دسته تقسیم شده اند:

 اول: کسانی که خداوند از روی سخاوت خود به آنها ثروت و مقام اعطا کرده است.

 دوم: کسانی که برای زنده ماندن باید کار کنند.

سوم: و آخرین دسته قشر بزرگ بی کاران و یا کسانی که بدون هیچ تقصیری به گوشه ای افتاده اند.

اسلام نبوغ و شخصیت را در نظر می گیرد، و این کاملا سازنده است نه مخرب.

 به طور مثال صاحب زمینی که ثروتمند است وبرای مدتی ضرورت به کشت زمین ندارد.

 دارای او عمومی می گردد و بر اساس قانون اسلام، باید به اولین کسی که توانایی کشت زمین را داشته باشد تسلیم گردد.

اسلام صریحاً مسلمانان را از قمار زدن و زیادی روی در بازی های شرط زنی منع می کند.

 همچنان مشروبات الکلی را نهی و رباخواری را که غم و ناراحتی های زیادی را برای انسانها به بار آورده حرام می داند.

 به همین دلیل در اسلام هیچ کس نمی تواند از فقیران به عنوان وسیله ثروت استفاده کند...!

ما به تقدیر اجباری و به سرنوشت از پیش تعیین شده اعتقاد نداریم، بلکه به سنجش پیش از پیش معتقدیم. به بیانی دیگر، قوانینی ثابتند و هوشیاری در تعقیب این قوانین است.

برای ما ایمان بدون عمل مانند نامه ای مرده است. ما به حسابرسی شخصی اعمال خویشتن در این جهان و جهان دیگر باور داریم.

هر کس مسئولیت گناهان خویش را بر عهده دارد و بار گناه دیگران را به دوش نمی کشد.

اسلام به ذات بی گناه انسان معتقد است، و به ما درس می دهد که مرد و زن هر دو از یک گوهر به میان آمده اند و روحی یکسان دارند و از لحاظ ظرفیت های ذهنی روحی و معنوی یکسان اند.

فکر نمی کنم اشاره به برادری جهانی مسلمانان ضرورتی باشد، این یک حقیقت آشکار است.

 ارباب و نوکر، ثروتمند و فقیر، همگی با هم یکسان اند..!

 من همیشه دریافته ام که برادران مسلمانم روح افتخار هستند و من به گفته های آنها باور دارم.

آنها همیشه با من مساویانه و عادلانه برخورد کرده اند، همیشه مهمانواز بوده اند و من با آنها احساس راحتی می کنم.

در آخر می خواهم بگویم در حالی که اسلام انسان را در زندگی روزمره هدایت میکند، مسیحیت امروزی به طور غیر مستقیم در تئوری و عمل به پیروانش آموزس می دهد که در روز یکشنبه خدا و در روزهای دیگر سایر مخلوقاتش را بپرستند.

 

بر گرفته از سایت :

 

http://www.discoveringislam.org/   

 



[1] بارونت‌: این‌ کلمه‌ درمورد نجیب‌ زادگانی‌ گفته‌ میشد که‌ بط‌ور ارثی‌ بارون‌ نبودند (مقام‌ و منصب‌ بارونی‌)

بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
     

اخبار جهان اسلام

سايت عصر اسلام

 

 

سايت اسلام تيوب

سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

 

رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرموده است:

(أريت في المنام أني أنزع بدلو بكرة على قليب، فجاء أبو بكر فنزع ذنوباً أو ذنوبين نزعاً ضعيفاً والله يغفر له ثم جاء عمربن الخطاب فاستحالت غرباً فلم أر عبقريا يفري فريه حتى روى الناس وضربوا بعطن)
«در خواب دیدم که از چاهی آب می‌کشم؛ آن‌گاه ابوبکر آمد و یک دلو آب از چاه کشید و او، در کشیدن آب ضعیف بود و خداوند، او را می‌بخشد. سپس عمر آمد و دلو را به دست گرفت؛ هیچ پهلوانی سراغ ندارم که همانند او کاری را بدین قوت انجام دهد. عمر چنان آب کشید که همه‌ی مردم و شترانشان سیراب شدند و به استراحت پرداختند»
 مسلم ش 2393 .

 

شما از كجا با اين سايت آشنا شديد؟


1- لينك از سايتهاى ديگر
2- توسط دوستان
3- جستجو در انترنت

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

کلیه حقوق سایت متعلق به سایت مهتدین می باشد.

All Rights Reserved For Mohtadeen.com © 2009-2010