26 مهر 1398 18/02/1441 2019 Oct 18

 
  صفحه اصلی
  زندگینامه مهتدین (متن)
  راهنمای مهتدین
  حقوق بشر از دیدگاه اسلام
  اسلام و مسيحيت
  اسلام و يهوديت
  اسلام و لائيك
  اسلام و بوداييت
  اسلام و بهائيت
  اسلام و تشيع
  اسلام و تصوف
  پاسخ به مستشرقین
  مقالاتی در دفاع از دین اسلام
  اسلام شناسی
  كليپهاي صوتي
  کليپهاي تصويري
  کـتـابـخـانـه
  ارسـال زندگینامه
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  تماس با ما
  ارتبـاط با ما
 
تعداد کليپهاى صوتى: 377

تعداد كليپهاى تصويرى: 9

تعداد کل مقالات: 2192
تـعداد اعضاء سایت : 607
بازدید کـل سایت : 3290270
 

سایت نوار اسلام

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

 

مشاهده مقاله   
 

شماره مقاله :

2969 تعداد مشاهده : 3208 تاریخ اضافه : 2013-02-28

 

داستان مسلمان شدن پسر گاندی

بسم الله الرحمن الرحيم

 

در ابتدای قرن پیش پسر گاندی به طور رسمی مسلمان شدن خود را اعلام نموده و اسم خود را به عبدالله هیرلال گاندی تغییر داد. آن موقع که پدرش و همه ی گروه ها و روزنامه های هندو او را مورد حمله های بی پایان و تهدید و تندی قرار دادند. به طوریکه این تقابل و فشار از جانب بت پرستان علیه مسلمانان در هند به یک امر همیشگی و روزمره تبدیل گردید.

طی تحقیقاتی که در یکی از منابع داشتم، به متنی از یک سخنرانی ترجمه شده ی دقیق از هندی به عربی شدم که توسط عبدالله هیرلال گاندی در کنفرانسی در شهر سورت هندوستان ایراد گردیده بود. در آن کنفرانس عده زیادی از بزرگان مسلمان شرکت داشتند. وی در این سخنرانی به اتهاماتی که به وی وارد می شد پاسخ داده و دین اسلام و آئین هندو را مقایسه کرده و حاضران را به تامل در محتوای دین اسلام تشویق کرده و در پاسخ به کسانی که ادعا می کنند دین اسلام به زور شمشیر گسترش یافته است عبدالله هیرلال گاندی بعد از حمد و سپاس خداوند متعال و سلام و صلوات بر پیامبرش حضرت محمد صلی الله علیه و سلم می گوید:

من نه پشیمان و نه متاسف از پذیرش دین راستین اسلام هستم، برخلاف آنچه می گویند و شایع می کنند. خداوند متعال شاهد است و می داند که من جز لبیک گفتن به ندای حقیقت و وجدان خویش کاری نکرده ام.

بلکه در برابر گمشده ی محبوب و حلقه ی مفقوده ای که گم کرده و در بهترین الگو و حالت در کتاب خداوند متعال که باطل از پیش و پس بدان راه ندارد و در سیرت پیامبر بزرگوار اسلام صلوات خداوند تبارک و تعالی بر او باد یافتم، تسلیم شدم.

آقایان این بسیار دردناک است که زبونان من را متهم می کنند به اینکه من به خاطر غرض یا هدف خاص و یا رسیدن به نفع یا منصبی دین حنیف اسلام را پذیرفته ام. بدترین و ناراحت کننده ترین این اتهامات و دردناک ترین آن ها اتهامی است که از جانب پدرم مهاتما اعلام گشته است. این اتهام در همان حال از جانب برخی خواص پدرم نیز ایراد شت که من در بازار اسلام و در میان واسطه گران مسلمان قیمت زیادی داشته ام و این که معامله ی مذکور به نفع آنان بوده است و من در رقص و در پایکوبی از این بخشش و نرخی هستم آنان من را به این بردگی و این غلامی خویش تبریک می گویند...

شگفتا و عجبا ای آقایان! آیا من به دلیل و به نیت بهره ای مسلمان شده ام! من مسئولیت مالی  خویش و فرزندانم را از سال 1911بدون آنکه از پدرم یا کس دیگری یک سنت نیز دریافت دارم، به عهده گرفته ام...

بدون آنکه به روی خود آورده یا او را به خاطر چیزی مقصر دانسته باشم. مگر اسلام کسی را پیش از من به بندگی در آورده یا مسلمانان راضی می گردند به اینکه بنده ی انسان دیگری باشند تا آن که من بنده ی مسلمانان گردم؟! مگر من نبودم که ستیز علیه و بت پرستی ئ بت پرستان ئ علیه مهاتما را در معروف ترین روزنامه در سال 1927 در بمبئی در یک سلسله از مقالات بلند و طولانی که ده ها روزنامه و مجله ترجمه کرده و نقل نمودند اعلام داشتم؟

مگر نه آنکه همسری که دوستش می داشتم و به خاطرش سوگوار گشتم در سال 1918 فوت کرد و همه ی فرزندانم ازدواج کردند با این وجود من تا کنون به تاسی از خرافات نفرت انگیز بت پرستی از ازدواج دوباره امتناع کرده ام؟

مگر به پدرم پیشنهاد نشد که خود را در مقابل هزاران روپیه به او بفروشم و پاسخ دادم که جسمم من مال تو ولی روح من مال خودم است و از پذیرفتن هزاران هزار برابر این ها نیز نخواهم پذیرفت آن را بفروشم؟

به این ترتیب اکنون عذب مانده و دیگر بعد از گذشتن از پنجاه سال آرزویی در این دنیا برایم نمانده، نه مال و نه زنی زیبا که منتظر آمدنش باشم، نه شغل و مقام بالایی که چشم به آن داشته باشم، نه بار دیگر از لذت همراه داشتن فرزندانم بهره می برم که بقیه ی عمرم را بتوانم با آنان باشم، بعد از آنکه من را به خاطر پذیرش اسلام ترک گفته و طرد نمودند. بنابراین آن هدف و مصلحت چه می تواند باشد؟ چه هدفی و طمعی را ممکن است از مسلمانان متوقع باشم؟ آیا نزد مسلمانان چیزی هست که من را بدان بفریبند بعد از آنکه اموال آنان را غارت کرده ایم، پیش آنان چه چیزی می تواند باشد که مرا به طمع انداخته و به طرف خود بکشاند؟

سه چهارم مسلمانان را فقرا و تهی دستان و نیازمندان تشکیل می دهند، به راستی بت پرستان و غرض ورزان ظلم بزرگی را در حق من مرتکب شده اند همانطور که در حق دین اسلام مرتکب شده و انواع و اقسام مطالب ناروا درباره ی آن بیان داشته و به زشت ترین شکل به تصویر کشیده اند و به این دین ظلم بهتانی روا داشته اند که شایسته ی آن نیست. من به خوبی می دانم و یقین دارم که این افراد به ساز و صدای مهاتما گاندی که می رقصند و بر طبل می کوبند...

 

 

پایان

ترجمه: مسعود

مهتدین

Mohtadeen.Com

بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
     

اخبار جهان اسلام

سايت عصر اسلام

 

 

سايت اسلام تيوب

سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

 

رسول ‎الله  صلی الله علیه و سلم  است می‌فرمايد: «كُلُّ أُمَّتي يَدْخُلُونَ الجَنّةَ، إلاّ مَنْ أبَى»
تمام امت من وارد بهشت می‌شود بجز كسي كه‌ انكار مي‌كند. پرسيدند: اي رسول خدا چه كسي انكار مي‌كند؟ فرمود: «مَنْ أطاعَني دَخَلَ الجنةَ، ومَنْ عَصانِي فَقَدْ أبى.» یعنی: (هركس از من اطاعت كند وارد بهشت می‌شود و هر كس از من نافرماني كند از ورود به بهشت سرباز می‌زند).
بخاري ش/7280




 

شما از كجا با اين سايت آشنا شديد؟


1- لينك از سايتهاى ديگر
2- توسط دوستان
3- جستجو در انترنت

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

کلیه حقوق سایت متعلق به سایت مهتدین می باشد.

All Rights Reserved For Mohtadeen.com © 2009-2010