11 دي 1404 12/07/1447 2026 Jan 01

 
  صفحه اصلی
  كليپهاي صوتي
  کليپهاي تصويري
  کـتـابـخـانـه
  ارسـال زندگینامه
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  تماس با ما
  ارتبـاط با ما
 
تعداد کليپهاى صوتى: 377

تعداد كليپهاى تصويرى: 9

تعداد کل مقالات: 2148
تـعداد اعضاء سایت : 607
بازدید کـل سایت : 3469750
 

سایت نوار اسلام

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

 

مشاهده مقاله   
 

شماره مقاله :

1826 تعداد مشاهده : 685 تاریخ اضافه : 2011-08-05

 

شیطان نفر چهارم ما بود…

ترجمه: ابوعمر انصاری

عبدالله می گويد : نمي دانم چگونه اين قصه را برايت بگويم.داستاني كه قسمتي از زندگي ام بود و مسير زندگي ام را به كلي دگرگون ساخت.در حقيقت دلم نمي خواست پرده از آن بردارم… ولي به خاطر احساس مسؤليت در برابر خداوند عزوجل… و ترساندن جواناني كه از فرمان او سرپيچي مي كنند… وآن دسته از دختراني كه به دنبال وهمي دروغين كه نام آن را عشق گذاشته اند هستند… تصميم به گفتن آن گرفتم.

سه دوست بوديم كه بي فكری و غرور ما را دور هم جمع كرده بود. نه، هرگز. بلكه چهار نفر بوديم … شيطان چهارمين نفرمان بود…

كار ما به تور انداختن دختران ساده بوسيله سخنان شيرين و بردن آنها به مزارع دور دست بود… و در آنجا تازه مي فهميدند كه ما به گرگهايي مبدل شده ايم كه به التماس هايشان توجهي نمي كنيم بعد از اينكه احساس در قلبهايمان مرده بود.
اينچنين، روزها و شب هايمان در مزارع،چادرها، ماشينهاو در كنار ساحل مي گذشت؛ تا اينكه آنروزي را كه هرگز فراموش نمي كنم از راه رسيد:

مثل هميشه به مزرعه رفته بوديم… همه چيز آماده بود… طعمه اي براي هر كداممان، شراب ملعون… تنها چيزي كه فراموش كرده بوديم غذا بود…
و بعد از مدتي يكي از ما براي خريد شام با ماشينش حركت كرد. ساعت تقريبا 6 بود… ساعتها سپري شد ولي از او خبري نشد…

ساعت 10 شد. نگران شدم، سوار ماشين شدم تا به دنبالش بگردم… و در راه…

هنگامي كه رسيدم… بهت زده شدم ماشين دوستم بود كه در شعله هاي آتش مي سوخت و واژگون شده بود… بسرعت مانند ديوانه ها به طرفش دويدم و به زحمت او را از درون شعله هاي آتش بيرون كشيدم… برق از سرم پريد وقتي ديدم نصف بدنش به كلي سوخته، ولي او هنوز زنده بود. او را به روي زمين گذاشتم… بعد از مدتي چشمهايش را باز كرد و فرياد مي كشيد آتش…آتش.

خواستم كه او را در ماشين بگذارم و به سرعت به بيمارستان برسانم ولي او با صدايي نحيف گفت: فايده اي ندارد.. نمي رسم…
بغض گلويم را فشرد در حالي كه مي ديدم دوستم در كنارم جان مي دهد… ناگهان فرياد زد: جواب او را چه بدهم… جواب او را چه بدهم؟ با تعجب به او نگريستم و پرسيدم: چه كسي؟

با صدايي كه انگار از ته چاه در مي آمد گفت: الله…

احساس ترس كردم، مو بر بدنم راست شد . ناگهان دوستم فرياد بلندي كشيد و جان داد…

روزها گذشتند ولي چهره دوستم همچنان جلوي چشمانم است. در حالي كه فرياد ميكشد و در آتش مي سوزد. جواب او را چه بدهم… جواب او را چه بدهم؟

و درون خويش را يافتم كه سؤال مي كرد: پس من نيز جواب او را چه بدهم؟

چشمانم پر از اشك شد و بدنم به صورت عجيبي شروع به لرزيدن نمود… در همين حال صداي مؤذن را شنيدم كه براي نماز صبح ندا مي داد: الله اكبر الله اكبر… حي علي الصلاه… احساس نمودم كه اين ندا مخصوص من است و مرا به راه نور و هدايت فرا مي خواند…

غسل كردم، وضو گرفتم و بدنم را از كثافتي كه سالها در آن غرق بودم پاك نمودم… و نماز خواندم… و از آن روز يك فرض هم از من فوت نشده است؛

سپاس مي گويم خداي را … من انسان ديگري شدم و سپاس بر آن كه تغيير دهنده احوال است… و با اذن خدا براي اداي عمره آماده مي شوم و ان شاء الله حج، كسي چه مي داند؟… زندگي در دست اوست…
اين بود حكايت ابي عبدالله و به جوانان چيزي به جز هشدار نمي گوييم ، هشدار از دوستاني كه تو را در نافرماني از اوامر پروردگار ياري مي كنند.

—————————
بر گرفته از سايت www.khayma.com/alshabab ترجمه: ابوعمر انصاری


مهتدین

Mohtadeen.Com


بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
     

اخبار جهان اسلام

سايت عصر اسلام

 

 

سايت اسلام تيوب

سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

 

رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرموده است:

(أريت في المنام أني أنزع بدلو بكرة على قليب، فجاء أبو بكر فنزع ذنوباً أو ذنوبين نزعاً ضعيفاً والله يغفر له ثم جاء عمربن الخطاب فاستحالت غرباً فلم أر عبقريا يفري فريه حتى روى الناس وضربوا بعطن)
«در خواب دیدم که از چاهی آب می‌کشم؛ آن‌گاه ابوبکر آمد و یک دلو آب از چاه کشید و او، در کشیدن آب ضعیف بود و خداوند، او را می‌بخشد. سپس عمر آمد و دلو را به دست گرفت؛ هیچ پهلوانی سراغ ندارم که همانند او کاری را بدین قوت انجام دهد. عمر چنان آب کشید که همه‌ی مردم و شترانشان سیراب شدند و به استراحت پرداختند»
 مسلم ش 2393 .

 

شما از كجا با اين سايت آشنا شديد؟


1- لينك از سايتهاى ديگر
2- توسط دوستان
3- جستجو در انترنت

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

کلیه حقوق سایت متعلق به سایت مهتدین می باشد.

All Rights Reserved For Mohtadeen.com © 2009-2010